الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
54
كتاب النكاح ( فارسى )
بايد حجاب داشته باشند ، چرا كه اگر حجاب واجب نبود استثنا معنى نداشت ، چون آيه حكم استثنا را دارد . ان قلت : آيه از قبيل مفهوم وصف است و مفهوم وصف حجّت نمىباشد . قلنا : در آيه ، وصف مفهوم دارد چون در مقام احتراز است و علاوه بر اين آيه در مقام استثنا است . و ) آيهء [ يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ . . . ] « يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً » . « 1 » در اين آيه مخاطب پيامبر است كه مأمور است به چند گروه امر كند كه جلباب را بخودشان بپيچند زيرا اين سبب مىشود كه شناخته شوند و آنها را اذيت نكنند . شأن نزول آيه : در آن زمان زنان كنيز معمولا حجاب درستى نداشتند و سرشان هم ظاهراً برهنه بوده حتّى بعداً هم كه حكم حجاب آمد زنان كنيز مشمول حكم حجاب نبودند ، ولى زنان ديگر مجبور به حجاب بودند ، چون فسّاق و فجّار گاهى با كنيزها شوخى مىكردند و گاهى هم جسور شده و نسبت به غير كنيزها هم جسارت مىكردند و اگر به آنها گفته مىشد : چرا متعرّض زنان مىشويد ؟ در پاسخ مىگفتند : اينها كنيز هستند و كارشان خيلى حساب و كتاب ندارد . پس اين آيه نازل شد كه زنان ترتيبى دهند تا شناخته شوند كه كنيز نيستند تا فساق و فجّار جرأت نداشته باشند به آنها جسارت كنند ، قرآن به همين اكتفا نكرده و در آيات بعد منافقين و فجار و فسّاق را به شديدترين لحن تهديد كرد : « لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لا يُجاوِرُونَكَ فِيها إِلَّا قَلِيلًا مَلْعُونِينَ أَيْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِيلًا » « 2 » وقتى اين آيه نازل شد همه فهميدند كه مسأله جدّى است و مجازات سختى براى آنها تعيين شده است . در آيه « يُدْنِينَ » فعل مضارع به معنى امر است پس در واقع امر به امر است و امر به امر هم امر است مخصوصاً در جايى كه امر به پيغمبر ( ص ) هم باشد حال « يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ » به هر معنائى كه باشد منظور وجوب حجاب است و اين آيه نشان مىدهد كه حجاب در اسلام واجب بوده است . ان قلت : تعليل ذيل آيه « ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ » نشان مىدهد كه امر در آيه از قبيل اوامر ارشادى ( مثل قول طبيب ) است نه مولوى در اين صورت استدلال به آيه مشكل است . قلنا : لا يبعد كه آنچه كه در ذيل آمده است جنبهء حكمت داشته باشد نه تعليل ، يعنى حكمتِ حجاب عدم تعرّض به زنان مسلمان است ، و ظاهراً هم مفسّران از آن امر مولوى استفاده كردهاند . ز ) آيهء [ وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ] « . . . وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ » . « 3 » وقتى مىخواهيد از زنان پيامبر متاعى را بگيريد از پشت حجاب بعد با فاصلهء چند آيه استثنا مىكند : « لا جُناحَ عَلَيْهِنَّ فِي آبائِهِنَّ وَ لا أَبْنائِهِنَّ وَ لا إِخْوانِهِنَّ وَ لا أَبْناءِ إِخْوانِهِنَّ وَ لا أَبْناءِ أَخَواتِهِنَّ وَ لا نِسائِهِنَّ وَ لا ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ » « 4 » در اينجا عموها و دايىها ذكر نشدهاند با اينكه جزء محارم هستند ، ولى به قرينهء مقابله معلوم مىشود كه قرآن نمىخواسته كلمات اضافى را بگويد وقتى حكم عمه و پسر برادر و خاله و پسر خواهر گفته شده حكم عموها و دايىها هم معلوم مىشود چون نسبتها مساوى است و در آيه براى پرهيز از الفاظ اضافه به آن اشاره نشده است . نحوهء استدلال : كلمهء حجاب در اينجا به چه معنى است آيا حجاب به معنى پردهء خانه است يا به معنى حجاب زن ؟ كلمهء متاع قرينهء خوبى است كه حجاب به معنى پردهء بيوت ( ستر البيوت ) است و لذا به افرادى كه دم در مىايستادند « حاجب » مىگفتند . اگر اين معنى باشد در اين صورت معنى آيه اين است كه بر زنان پيامبر واجب بوده كه از پشت پرده با اجانب تماس داشته باشند . آيا كسى به اين آيه در مورد غير زنان پيامبر فتوى داده است ؟ اين خلاف سيرهء مستمرّهء مسلمانان است ، زيرا زنان مسلمان غالباً بازار مىرفتند و با نامحرم به خاطر خريد صحبت مىكردند و هيچ فقيهى هم نگفته است و ما مجبور هستيم يكى از دو كار را بكنيم : يا بگوييم اين مطلب از مختصّات نساء النّبى است و يا اينكه حمل بر كراهت كنيم و قرينهء آن هم « ذلِكُمْ أَطْهَرُ . . . » است
--> ( 1 ) آيهء 59 ، سورهء احزاب . ( 2 ) آيهء 61 - 60 ، سورهء احزاب . ( 3 ) آيهء 53 ، سورهء احزاب . ( 4 ) آيهء 55 ، سورهء احزاب .